تبليغاتX
تابوت ..نه قطعه چوبی بی جان است

تابوت ..نه قطعه چوبی بی جان است

تابوت نه قطعه چوبی است بی جان .هم رازو هم رازدان.تابوت را به آغوش کش تا ببینی چه

اهل كجايي ؟؟؟

روزي كسي از من پرسيد اهل كجايي،ساكت شدم ؛ساكت شدم وحسابم را جمع كردم،ترازو آوردم وميزان كردم، نه من هنوز اهلي نيستم كه جا و مكاني داشته باشم، مكان براي اهلي هاست و بي سر پاها را در آن جايي نيست  تو هر گوشه خرابه اي كه خواهي مرا اهل آنجا بدان ..........

اهل كجايي اي انسان؟نمي دانم وباز نمي دانم به اين سوال به اين سختي بعضي چه راحت جواب مي دهند ،اهل كجايي؟اول كجايي را معني كنيد تا ببينم به آن اهليت داريم يا خير.

كجاست اين كجايي ؟من مسافرم از جايي به سوي جايي. ونمي دانم اين كجاها كجاست؟واز كجاي كدام جا به سوي كجاي كدام جا؟پدرم ظاهرا اهل جاي دگري بوده ونمي دانم آن كجا باز كجا بوده ،قصه مادرم عجيب تر است،كه از كجا آمده وبه پدرم رسيده،،فقط مي دانم از جايي به جايي رسيده، اما از كجا به كجايش را نمي دانم.اما مي دانم باز مسافر شده از كجا به كجايش را نمي دانم. اين بود قسمت راحت سوال از كجايي؟؟؟؟؟قسمت اهلش باز مانده كه هيچ نمي دانيم .شايد نمي دانيم چون اهل نيستيم شايد سوال اينجاست وعلت ماجرا هم اينجاست  كه هنوز اهلي نشده ايم تا بدانيم ......اما نمي دانم آنها كه نمي دانند از كجا امده اند وكجا مستقر شده اند وبه كجا مي روند چگونه براحتي اين سوال را جواب مي دهند ...

اما آنها هم كه ميدانند از كجا و بسوي كجا مي روند هم اين سوال را جواب نمي دهند چون جايي ندارند ،كسي كه بداند راز اين كجاها را ، اهل هيچ جايي نيست اما فقط اهليست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/02/26ساعت 13:59  توسط نام درمانده .فامیل بیچاره شغل دربدر .  | 

آنان که کرکره دنیا را پاین کشیدند خدا برای آنها کرکره بهشت را بالا کشید

بدون شرح
+ نوشته شده در  جمعه 1390/12/26ساعت 21:48  توسط نام درمانده .فامیل بیچاره شغل دربدر .  | 

آموزش رقص

آموزش رقص

رقص را از ما دزدیدند ،رقصیدن را از ما یاد گرفتند ورقصیدنمان را دزدیدند

رقص را با عشوه گری چه کار ،جنباندن تن را با رقص چه کار،رقص مقدس ا ست به قداست عشق ،،مسئله همینجاست که عشق را هم از ما دزدیدند،،سازو آواز را هم از ما دزدیدند ،،آنها که پی هوس بودند کلمات را دزدیدند وشهوتشان را عشق نامیدند ،وطعمه شان را معشوق نامیدند ،عجب زمانه ای شده ،قلاب صیاد را عشق نامیدند ،وصیاد را عاشق وصید را معشوق نامیدند .

امروز جنبندگان تن را هنرمند می خوانند ،هنر آنان در نحوه جنباندن نیست ،هنرش در استفاده از کلمات است ...کلمات را چنان از ما دزدیدن که اگر بگوییم شهدا بهترین رقاص ها بودند حتما به ما اشکال خواهند کرد ........

عجب زمانه ای شده رقاصه های برهنه را هنرمند می خوانند ورقصیدن را هنر .این رقاصه ها تا مطرب می بینند وچشمهای هیز نظاره کنندگان یاریشان دهد تن را می جنبانند ......

هنر آن است نکیر بکوبد ومنکر دست بزند وعضراییل بخواند وتو برقصی ،هنرمند شهید است که در برابر مرگ می خندد نه مشروب خورده نه قرص خورده اما مست مست است ........هنر آنست برقصی در برابر آنکه تو را به مرگ می خواند  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/12/10ساعت 1:13  توسط نام درمانده .فامیل بیچاره شغل دربدر .  | 

قصه یک تابوت

قصه یک تابوت

تابوت وسیله حملی است که جنازه ها را با آن جابجا می کنند تابوت قطعه چوبی است که جنازه های مردم را می پوشاند تابوت هراسگاه مردم است،میعاد گاه جنازه ها وماشین عروس بعضی از جنازه ها .......

باید با تابوت سخن گفت ورازهایش را شنید ،تابوت در خود اسراری دارد ،باید نشست ومنت کشی کرد تا شنید ،شنید راز دل تابوت ها را ،از قیمت گوشت  پرسید و او خواهد گفت گوشت گران چه ارزشی داردوچقدر قیمتش بالاست ،قیمت گوشت بستگی به ترازوی تو دارد ،واگر ترازوی تو ترازوی قصابی است

آری گوشت انسان از حیوان ارزانتر است ،گوشت بره از همه بالاتر حتی چشم گوسفند هم مشتریان خود را دارد،سیرابی هم برای خودش عالمی دارد  قیمتش را نمی دانم از مشتریان صبحگاهیش سوال کن وجالب است دل گوسفد گرانتر از قلب انسان......

اما گوشت انسان چه قیمت است..........؟؟؟

اگر ترازوی تو این است هیچ نخر باید پول بدهی تا گوشت پیکرعزیزانت را به خاک بسپارند ،تا نگندد وعابروی میتت نرود ......حتی هرچه وزنش بیشتر باشد قر زدن غسال وقبر کن ،بیشتر خواهد بود ،زحمت قبر کن برای کندن قبر پهن تر بیش تر است ،،،.......اگر از دانستن اسرار تابوتها میلی دارید ،با آنها انس بگیرید ،نترسید آنها را در آغوش بگیرید ،تا بگویند اسرار خودشان را ،آری مادر شهید با تابوت چگونه سخن گفت ،که آنها را برای همیشه در پیش خود نگه داشت،مگر تعجب دارد آدامس ورزشکار سیاهپوست آمریکایی هیچ ارزشی ندارد اما هزاران قیمت دارد فقط بخاطر آنکه ساعتی در دهان ورزشکار محبوبی بوده وچرا پیرزن ها هنوز لباس عروسی ودسته گل عروسیشان  را نگه داشته اند ،،،،،تابوت شهید هم برای مادرش حکم دسته گل عروسی به وقت دامادی را دارد ........قیمت گوشت را تابوت شهید به مادر شهید گفت ،،قیمتی ندارد اما ارزشی دارند به قد فلک ،گرچه برای هر گرم از این گوشت هزاران تومان پول خرج شده وچه اشکها که برای سپری کردن آن به گونه ها جاری شده وقرانی که بر سر او یه وقت جبهه رفتن گرفته شده وآبی پشت سر ونگاهی معنا دار واحساسی غریب در دل ،،یک مادر رزمنده واکنون این مادر شهید چه رازها که با تابوت رد وبدل نمی کند ،،، چه کسی می گوید تابوت زبان ندارد ،اتفاقا گاهی زبان درازی می کند وچگونه حال بعضی را می گیرد ،قیمت گوشت را مادر شهید از تابوت پرسید ،،،،،تابوت صادقانه گفته بود گوشت قیمتی ندارد اما ارزشی والا دارد ،گوشت سالمش خوب است وآنها را که ما دیدیم یا سر نداشتند یا پیکر ،،،یا پر از تیر وترکش یا سالها پوسیده بودند،واستخوان شدند،قیمت گوشت را باتلاقهای چذابه می داند ،مگر ندیدی اینقدر بخل ورزید تا خاکش علاوه بر خونشان با خودشان عجین شوند ،،ندیدی گلهای وحشی دشت عباس با پیکر های آنان چگونه رشد کرده اند،،،:من که تابوتم وقتی جنازه ای درونم می گذارند که مردم از حملش خسته می شوند وزیر لب لب قر می زنند واز سنگینی آن می گویند،،،،احساس سبکی می کنم اما نمی دانم چرا با چند تکه استخوان پوسیده شهیدان چقدر احساس سنگینی میکنم ،،،نمی دانم حس نمی کنند آنان که حمل می کنند سنگینی آنچه در دست دارند ،تعجبم چرا بر سرشان فرو نمی آید  این وزن واین فشار ،انگار سنگینی هم مثل دیدن چیزی می خواهد ورای مادیت،انگار دیدن سنگینی  هم بصیرت می خواهد ..........

مادر شهید نگفت چرا با تابوت مانوس بوده ،اما می دانیم انسان با اهل دل مانوس است ،آری تابوت هم اهل دل است واگر می گویید نیست ،مگر با اوحرف زده ای وخاطراتش را شنیده ای که که ادعای اهل دل بودنش را رد می کنی ،همین زندگی با تابوت خود گواه اهل دل بودن تابوت است،تابوت حرف می زند واز اسرار درونش می گوید وچه بلبل زبانی می کند وقتی از شهدا می گوید ......... اما مادر شهید فوت کرد وبا همان تابوت  بردندش اما اینبار دیگر تابوت را بر نگرداندند بلکه سوزاندندش ،،سوخت وآتش گرفت  وخاکسترش ماند

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/12/09ساعت 0:24  توسط نام درمانده .فامیل بیچاره شغل دربدر .  | 

قصه قربون قصاب

امروز سرمان داغ کرده ودلمان شکسته واشکمان جاری شده ،امروز حسابی داغ کرده ایم،تا جاییکه با خدا هم در افتاده ایم.

قصه امروز قصه قربون قصاب است .،اگر به اسمش می خندید،شاید قیافه اش را ببینید بشتر بخندید....قدی کوتاه ،هیکلی چاق وموهایی بزرگ وفرفری،.

خدایا امروز می خواهم حکایت قربون قصاب را برای تو بگویم ،می خواهم کرمت را عشق کنم وجمالت را حسابی سِیل کنم وعشقت را کِیل کنم وکرمت را جستجو کنم.

خدایا ،اگر مرا به ((یوم الدین)) به رسوایی کشی ،تورا به اسمائت بلکه با تمثیل اسمائت به قربون قصاب به چالش می کشم واگر اعمالم را به میزانت می بری ،میزان تورا مثال میزان قربون قصاب می زنم،خدایا من هیچ عدلی در ترازوی او ندیدم مگر آنکه جنسش به وزنش می چربد .

خدایا اگر به خواسته بزرگم وسرماییه اندکم بنگری تو را مثال قربون قصاب می زنم  او قصاب است وتو خدای رحمت للعالمی .آنچه از ژول می دهی نمی شمارد وبا کمترین پول  که حتی به روی خو اورد چنان می دهد که انگار تومان را به ریال اشتباه گرفته وندیدم عدلی در ترازویش مگر آنچه می دهد از آنچه می گیرد بیشتر است وژیمانه کرمش از سنگ سنجشش بیشتر است .خدایا من ندیدم  در قبال جنسش پولی که می گیرد بشمارد جز انکه گوید خدا برکت دهد.......خدایا او قصابی ساده است وتو چونانی که به ذهن نیایی

خدایا تو چه خواهی کرد با این مثال ،با منو امثال من

تو مرا رسوا خواهی کرد یا من تورا ،قصابی شغل مکروهی است .............این تو واین اعمالم..این منو این اسمائت ......بچرخ تا بچرخیم،،چه کسی رسوا خواهد شد...............من فریاد می زنم وخودم را معرفی می کنم .عبدٍ ذلیل الحقیر المسکین ت دهد، اگر به سبکی توشه ام می نگری تورا گویم که من تا بحال ندیده ام  ،دستی رد کند، . گوشت که امروز برای خود قیمت پیدا کرده،، 500 تومنی پیرزن را که با خجالت تا کرده به او میدهد نه می شالمستکین بدبخت بیچاره دربدر عقب مانده واز قافله عشاق جا مانده وتو انت الخالق انت ارحمن الحیم سریع ارضا و.......  والفعل بنا ما انت اهله ولا تفعل بنا ما نحن اهله......یا اهل التقوا والمغفره....

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/01ساعت 15:12  توسط نام درمانده .فامیل بیچاره شغل دربدر .  | 

احمدی نژاد شاید مکتبی باشد اما صاحب هیچ مکتبی نیست

 

این مطلب را درسالهای قبل در وبلاگ دیگری نوشته بودم که برای ارشیو شدن وبلگ جدیدم مجدد انرا اینجا قرار می دهم

بعضی شورَش را در آورده اند ،عده ای سعی دارند احمدی نژاد را از یک ریس جمهور تبدیل به یک منجی نمایند.

 عده ای حتی رهبری را هم برای احمدی نژاد می خواهند ،اما احمدی نژاد شاید مکتبی باشد اما هرگز صاحب هیچ مکتبی نیست وجود ایسم در آخر کلمه احمدی نژاد یعنی مقابله با جمهوری اسلامیسم، هر چیزی وکوفتی وایسمی اگر در مقابل انقلاب اسلامی قرار گیرد یعنی انحراف جمهوری اسلامی ومطمئن باشید آنچه این نظام را از بین می برد انحراف است ونه توان نظامی هیچ دشمنی .

 احمدی نژاد فقط وفقط وفقط یک ریس جمهور است ، گرچه پرتلاش وکاری وزحمت کش و شاید موفق اما هیچ ایسمی نخواهد داشت. یادش نه بخیر و خدا نیامرزدش سید محمد باب را ،اودر بالای منبر توبه کرد واز کار خویش اذعان پشیمانی کرد اما زمانیکه پاین آمد مریدانش ول کن نبودند اینقدر به مرید بودنشون ادامه دادند تا دوباره سید محمد باورش شد کسی هست .طرفداری احمدی نژاد هیچ اشکالی ندارد اما مرید شدن بعضی یعنی ایسم شدن او وآنچه خطرناک بوده وهست وخواهد بود مرید بازی است . ما نه اورا ایسم می بینیم ونه برای او مریدبازی را جایز می دانیم وهر آنکس که خودرا مرید او بداند احمق و منحرف وکارش نوعی بچه بازی وشبیه عروسک بازیست. روزی به شوخی به یکی از این شبه مریدان او گفتم تا بحال هیچ چیزی توان تفرقه در بسیج وجریان اصول گرا را نداشته وتنها جریانی که قدرت این را بالذات دارد این جریان بوده است.

از طرفی هم جالب به نظر نمی رسد حرکتهای اقای احمدی نژاد موازی حرکتهای آرمانی تاریخ جمهوری اسلامی از قبیل نامه او به ریس جمهور امریکا که با الگوبرداری از حرکت حضرت روح ا...به گرباچوف بوده وجواب او به علت نوشتن نامه که آنهم کپی جواب امام بود راه را برای مرید بازی باز می کند.

شما به وبلاگ هایی که در ادامه می اید ویا جستجویی در این زمینه انجام دهید برای مثال در این وبلاگ  که به دوره ظهور و... می پردازد دقت کنید ،،جمله احمدی نزاد را که مژده ظهور می دهد، این را شما چه می نامید  ، اوردن جملات احمدی نژآد در مورد بشارت ظهور درکنار جملات ایت ا... بهجت وناصری در خور توجه است ودر این سایتها که اعتقادات مردم واصل مهدویت را مسخره وحتی به بازی میگیرند.چه تفاوتی است بین اینها وآنهایی که با خود مهدویت مبارزه می کنند باز عنوان می کنیم انحراف خطرناک تر از مبارزه ودشمنی است. ببینید  چه  مسخره اورا شعیب ابن صالح (کسی که از سرداران سید خراسانی است وقبل از ظهور ظاهرا با سپاه سفیانی می جنگد واورا شکست می دهد)معرفی می کنند، انگار حضرات مراجع تقلید وایت ا.. بهجت و ناصری و کاشانی وحضرات آملی از این افراد نا اگاهتر به شرایط ظهورند ،،،، اینها خطر انحراف را گوشزد می کندودر این وبلاگ حتی به اثبات آن پرداخته شده استو, http://u313i.com http://hassanbadry.parsiblog.comو و وhttp://alayemezohoor.parsiblog.com/

نکند شعیب ابن صالح این دوستان در موقع ظهور در کنار منبر صاحب الزمان تکیه زند ومخالفین امام  را خار وخاشاک وشاید بز وشاید خواهد گفت شما دماغتونو نمی تونین بالا بکشین یا اب بیارم بریزید اونجاتون که می سوزه خطابه نماید.

دکون بازی تا چه  حد ، بردن آبروی امام زمان به قیمت آبرو بخشی با چه قیمتی ؟؟؟البته این جریان افراطی جریان تفریطی نیز ساخته قضایای یهود زادگی احمدی نژاد و..... چه بگویم از افراط وتفریط.

احتیاجی به مراجعه به bbcوvoaوصدای امریکا واسرائل نیست همین 20:30خودمون چند بار نمی گویم دروغ اما چیزی شبیه آن را از اطرافیان وشاید خود احمدی نژاد نشان داده باشد  اما چیزی که بسیار جالبتر وخوندنی تر است که بعضی از همین سایتها که احمدی نژاد را شعیب ابن صالح ویا چیزی شبیه آن معرفی می کنند مشایی را دجال اخر الزمان(.........) یا فراماسونریا به عنوان فتنه بعدی یاد می کنند.نمی دانم این را چه بنامم حماقت یا ...... همانهایی که احمدی نژاد را ایسم می دانند ومریدانه از او پیروی ونه طرفداری می کنند احمدی نژاد را مبرا از سخنان مشایی می دانند انها مشایی را لعن وبه پرستش احمدی نژاد می پردازند.جالب است این افرادی که بعضا خود را سرداران جنگ سایبری واز سپاه امام خامنه ای  می دانند سعی در نشان دادن جدایی احمدی نژاد ومشایی می کنند.

اتفاقا تمام سکنات وحرکات وگفتگوهاوعلت فامیل شدنشان نشان از رفتار مرید گونه احمدی نژاد نسبت به مشایی دارد .

آری تمام مسئولیت رفتارها وافاضات مشایی مستقیما به شخص اقای احمدی نژاد بر می گردد.

هیچگاه فراموش نمی کنم زمانیکه مشایی تز شبیه به زر خویش را در مورد مردم اسرائل بیان داشت ودوباره بر آن تاکید کرده بود وهمه را به انتقاد واداشت . احمد خاتمی بیچاره در نماز جمعه از بس فریاد کشید صورتش قرمز شد  شبیه زمانی که از دست سران فتنه قرمز شد اما احمدی نژاد در نشست خبری که داشت مشایی را در این قضیه مظلوم دانست و حتی تا جایکه ذهنم یاری می کند رد کرد وهمه را ...(اَراَر).. فرض کرد وانجا بود که مقام معظم رهبری در نماز جمعه این اراجیف را باطل دانست واز حمایت این حرفها انتقاد کرد وبعد از ان بود که احمدی نژاد در مصاحبه ای که داشت انسانی متشخص را در پشت سر داشت انگار حرفهای رهبری ، کشکاٌ دوقاً و پشما.

چه خواهید گفت قضیه برکناری متکی واین همه اختلاف با وزرا وعلت معرفی نکردن لنکرانی به عنوان وزیر وموضوعاتی از این دست وافاضات پیمبر گونه مشایی ویا همین قضیه معاونت مشایی به عنوان معاون اول ریس جمهوری  ونامه رهبری وسکوت مرگبار احمدی نژاد  وعمل به نامه بعد از چند روز ودادن پستی دیگر به او ،، بنده این را توهینی بسیار بزرگ به رهبری قلمداد می کنم واگر شما نمی کنید چون شما مرید احمدی نژادید نه از طرفدارانش ، خدا پدر خاتمی را بیامرزد شاید حرمت رهبری را حتی به ظاهر هم که شده بود بهتر حفظ می کرد .

صاحب مکتب شدن احمدی نژاد ومقابل ایستادن او در مقابل مراجع تقلید وداغ شدن مباحث ظهور ونقل صحبتهای او که نه فقه نه حتی اشنا به علوم اسلامی است این خطر بزرگ اسلام منهای روحانیت را تقویت می کند .آری شاید مسخره به نظر برسد اما این توانایی در این جریان نهفته است البته با تخفیف اگر بگویم باالذات .

رهبری به خاطر حیثیت نظام واز ریس جمهوری ونه شخص احمدی نژاد طرفداری کرده است وای کاش قدر ومنزلت این حمایت را بفهمند. اگر اذهان دچار تار گرفتگی نشده باشد در انتخاباتی که خاتمی به ریاست جمهوری رسید مقام معظم رهبری جمله ای گفت بیاد ماندنی (قریب به این مضمون)هیچ ریس جمهوری برای من هاشمی نمی شود اما امیدوارم برای ملت بشود. خوب شد رهبری برای احمدی نژاد چنین سخنی بیان نکرد .وگرنه ادعای خدایی مریدان او ونه خود او بلند می شد که «انت ربکم الاعلی» .

احمدی نژاد فقط وفقط وفقط یک ریس جمهور است نظیر سایر ریس جمهورهای این نظام که مدت زمان ریاستش هم در حال اتمام است موفق یا عدم موفقیت او چیزی است که بسیار عادی نظیر دیگر دولتها مورد نقد قرار می گیرد وتبدیل شدن طرفداری به مرید بازی حماقتی بیش نیست.( البته ما جریان تفریطی مقابل اورا هم رد می کنیم )

ما هشدار می دهیم موازی حرکت کردن احمدی نژاد ویا جریان مربوط به اودر مقابل رهبری ونظام بسیار خطرناک خواهد بود.هیچ چیز ارزش آنرا ندارد که اعتقاداتمان را به بازار برده فروشان ببریم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/11/25ساعت 23:36  توسط نام درمانده .فامیل بیچاره شغل دربدر .  | 

آیا شهدا خود خواهترین انسانها نبودند؟؟؟؟

این سوال در پی مطلب زیر آمده .آنها که مایلند بخوانند واگر فکری باز شد ونتیجه ای حاصل شد جواب را در نظرات ارسال کنند. تمام نظرات جز فحش های غیر قابل پخش درج خواهند شد.

مادرش سرطان دارد اما برای چه کسی مهم است ،بیمه تکمیلی هست اما هزینه هایش را هنوز پرداخت نکرده اند،خودش در روستا بزرگ شده ودرس را رها کرده وبنایی را آغاز کرد،بنای خوبی است واگر بفهمد که دیگران فهمیده اند که قرزند شهید است دیگر برای آنها کار نخواهد کرد.اگر از شغل پدرش کسی بپرسد قطعا دروغ خواهد گفت. روزی در خانه پیر زنی بنایی کرد ،پیرزن به در خانه شان آمده بود وبه مادرش گفته بود به او بگویید بیاید تصفیه حساب کند ،به مادرش گفته بود اگر از پیرزن پول گرفتی خودت می دانی ،پیر زن التماس می کند بابا به او بگو بیاید تصفیه حساب کند ،پولش را بگیرد ،مدیون نشویم.واو بخاطر آنکه حس می کرد سرامیک های خانه پیرزن را خوب کار نکرده ،پول نمی گرفت وبه التماسهای پیرزن توجهی نکرد بیشتر در کارها اضافه کاری می کند تا کم کاری .پارسال ماهواره خرید ،همه تفریحش شده نشستن پای ماهواره. آن زمان که در روستا در خانه نیمه خرابشان زندگی می کردند،یک تلویزیون سیاه وسفید کوچکی داشتند وبه امید جمعه وفیلم بعد از ظهر آن همیشه پای تلویزیون بود ،تنها تفریحش همیشه تلویزیون بوده واز پارسال که ماهواره خریده تنها دلخوشیش ماهواره است ،نه زن دارد نه زندگی نه مالی و نه سرمایه ای.شاید مهمترین چیزی که اورا تشویق به خریدن ماهواره کرد تلویزیون خودمان بوده از بی رمقی از بی برنامگی واز دروغ که او تلویزیون ایران را به آن متهم می کند .چند روزی دعوا ودر گیری با مادرش داشت برای خرید ماهواره.مهمترین علاقه اش bbc است . شاید تنها کسی که با تنهایی او مانوس است من باشم از بنیاد شهید فقط برای آدرس دادن استفاده کرده ،با خدا قهر کرده نماز هم آنگونه که باید دیگر نمی خواند شاید می خواهد با خدا لج کند .با احمدی نژاد مخالف است وبه خاطر این مخالفت به همه چیز نظام بدبین شده و بهر بهانه ای با من به بحث می نشیند ،پدرش مفقود الاثر است یعنی هیچ اثری از او دیده وپیدا نشده است وتنها قبری شهیدی که در روستای ما خالی است از آن پدر اوست .روستای ما شاید نصف شهر نزدیکش شهید داشته باشد ،دایی وپسر داییش هم شهید شده اند.

به بهانه همین مفقود الاثری روزی سوالی از او کردم .گفتم اگر کسی در خانه را بزند ودر را باز کنی وببینی آنکه در میزند پدرت باشد چه عکس العملی نشان خوهی داد نگاهی به من کرد و بدون فکر کردن گفت یک سیلی محکم به گوشش میزنم و می گویم برو همانجایی که تا حالا بودی ودر را به رویش می بندم ،، گفتن این جواب بدون فکر کردن نشان از آن داشت که بارها راجب این موضوع فکر کرده ،تحلیل کرده واکنون فقط نتیجه فکر کردنهایش را می گوید .او شهدا را خود خواه می داند. و خود خواهی آنها را باعث بدبختی خودش می داند ،،، راستی آیا اینچنین نیست .؟؟

شهدا آنگونه که می گویند هم خوب نیستند .شاید شهدا هم هرچه درجه شان ومدرکشان وپستشان بیشتر است مثل دنیا ما کرامتشان نیز بیشتر است وخانواده هایشان تحت تاثیر عنایت ویژه آنها قرار دارند. شهدا انسانهای بی وجدانی بودند که انسانهای دیگر را می کشتند ،انسانهای بی احساسی بودند که جنازهای دوستانشان را به خاک می سپردند و به خانواده هایشان نیز تبریک می گفتند. آنها بی عاطفه هایی بودند که ریسمان محبت همسرانشان را بریدند وذوق وشور فرزندانشان را زیر پا گذاشتند وآینده همسرانشان را خراب کردند و فرزندانشان را به دست سرنوشت سپردند ، انگار نه انگار که پدر ومادرانشان چه پولها خرج کرده اند وچه زحمت ها که نکشیده اند وآنها چه راحت بند زندگیشان را پاره کردند ،

آنها انسانهای خودخواهی بودند ،بخاطر رسیدن به حور از همسرانشان گذشتند ،بخاطر رسیدن به بهشت از دنیایشان گذشتند و برای رسیدن به شهادت از همه چیزشان گذاشتند آیا این خود خواهی نیست .و مگر نه اینست که خود خواهی صفتی رذیله است و مگر نه آنست که شهید از رذالت می گذرد تا به مقام شهادت برسد . شهدا خود خواه ترین انسانها بودند .شهیدی عکس دخترش را نمی بیند تا مبادا دلش پر بزند ،شهیدی که به همسرش می گوید نوزادش را به جرم خندیدن از اتاق بیرون ببرد تا مبادا پایش بلغزد وبه عملیات نرسد. قصه اسماعیل برایم تکرار می شود ،حب نفس ابراهیم را دستور به ذبح اسماعیلها می دهند ،،اسماعیل به قربانگاه می رود ابراهیمها را خلیل می کنند. آیا شهدا خود خواه نبودند؟؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/11/18ساعت 2:37  توسط نام درمانده .فامیل بیچاره شغل دربدر .  | 

یارانه ها را برداشتند همه چیز گران شد جز خون شهید

یارانه ها را برداشتند ،همه چیز گران شد جز بهای خون شهید که ارزانتر از آن ارزانی شد،همه کاسبی ها کساد شد جز بازار سود طلبان شهادت که حسابی داغ شد

آب گران شد اما قیمت خون ارزانتر، یارانه خون برداشته نشد. ارزانتر از آب است وراحت تر از آب خوردن لگد کردن آن .

یارانه ها را برداشتند گوشت گران شد قیمتش را از قصاب سوال کردم گوسفندش را ارزانتر از شتر می داد شتر مرغ

از همه گرانتر مرغ هم به نسبت ارزانتر،، استخوان را هم به قیمت گوشت می دهند، چشم کله پاچه هم برای خودش قیمتی دارد قیمت گوشت را از تابوت شهید پرسیدم زبانش لال ماند، اینجا مگر گوشت سالم پیدا می شود یا پیکرها پر از تیر وترکشند یا بی سر وپیکر، واکثرشان سالها مانده اند زیر خاک ،آنها فقط استخوانند، وقیمتی برای استخوان اداره بازرگانی انتخاب نکرده، این اداره با گرانفروشان مبارزه می کند نه ارزان فروشان واداره بهداشت هم وجودشان را مضر برای من وتو می داند.

راست بگویم قیمت تابوت از جنس درونش بیشتر است وسنگ مزار شهید اکنون قیمتی تر از هویتش .آه همه چیز تجملاتی شده ،شهدا هم به موزه رفتند،سنگ شدند و به میدانها برده شدند..

یارانه ها را برداشتند مردانگی مشخص شد،وجمله مردانگی افسانه شد ماشین لوتیها تفسیر شد ، ،آنچه بعضی آنرا شهید می دانند دفن شد ،وانچه همانان می خواهند بپرستند جسم بود که دفن شد.یارانه ها را برداشتند ،قبرهای شهید را آراستند، و انها رامجسمه کردندواز هرجنسی که مایل بودند مجسمه ها را از آن ساختند وهرگونه می خواستند تراشیدند، وآنها هم چون دیگر مجسمه ها وسبزه ها قَرق معماری و گرافیک شهری شدند.بعضی شهدا را نردبان کردند واز آنها بالا رفتند،بعضی دیگر در خلوت هرچه می خواهند می کنند ودر ظاهر با محزون کردن صدایشان از شهدا می گویند.

چه تفاوتی داردپوستر بازیگر هندی یا عکس داریوش ،یا لیلا با عکسهای شهدا ،اگر نماد فقط عکس است داریوش هم شبیه همت ولیلا زیباتر از همه آنها،هیچ تفاوتی ندارد اگر هیچ احساسی در تو ایجاد نمی کند ،نکند شهدا پله ای مستحکم ترند برای بالا رفتن بهر بهانه ای ،بنرهای پفک وچیپس تفاوتش چیست با عکس شهیداگر مرا وتورا واو را منقلب نکند،اگر فرزند شهید نه، هر گبر وبی دینی از زیر عکس شهید بگذرد،وبه اداره ای که عکسهای شهدا به آن آراسته شده اند قدم بگذارد ،وحس نکند آنچه انتظارش را می کشد ،شهدا هم شرمنده خواهند شد،عکس داریوش شرمنده نخواهد شد \،شهید زنده است حتی شماره ملی هم دارد ،وزیر عکس زنده خطا کردن سخت تر است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/11/18ساعت 2:6  توسط نام درمانده .فامیل بیچاره شغل دربدر .  | 

قصه عموی حقه باز شهید من

این آقایان هم برای خودشان عالمی دارند همین آقایون سران فتنه وآقای صانعی وامثالهم را می گویم غیر از آن عوالمی که داشتند الان هم برای خودشان چیزها دارند. به همه چیز این مملکت گیر می دهند اما به چیزهای خودشان توجهی نمی کنند انگار نه انگار روزگاری خودشان در این مملکت پستهای کلیدی داشتند. همین آقای صانعی نمونه اش، انگار فراموش کرده روزی عضوشورای نگهبان بوده ،ریس مجلس تشخیص مصلحت نظام وعضو مجلس خبرگان و همچنین  دادستان این مملکت بوده البته قبل از آنکه بخاطر ضعف مزاج هی استعفا بدهد و خمینی کبیر بپذیرد چه اتفاقاتی در زمان تصدیهایشان رخ داده است.نمونه بارزش همین عموی دغل باز شهید من است .

دوتا از عموهای من در کردستان و بدست دشمن ایرانی وپدرم هم بدست دشمن عراقی شهید شدند .من دوضربه از دشمن داخلی خوردم ویک ضربه از  دشمن عراقی .

اما واقعا مسخره است که بعضی در پی آنندکه شهدای جنگ را انسانهای والایی معرفی نمایند وکشته شدگان حوادث بعد از انتخابات یا بعد از انقلاب را منافق جلوه دهند . شما دقت کنید وقتی پدر وعموهای من شهید شدند همین آقای صانعی که دادستان بودند وآقای موسوی نخست وزیر، اصلا در مجالس آنها تشریف نیاوردند وابراز همدردی نکردند به آن صورت که برای نداها می آیند وابراز همدردی می کنند. قضیه اصل ندا یا عموی ریشوی بد قیافه من نیست بلکه این نشان می دهد اگر آنها خوب بودند چرا آقای صانعی به دیدارشان نیامد واگر نداها وامثالهم اگر بد بودند چرا آقای صانعی برایشان رفت. این خود دلیل معتبری است که بگوییم شهدای جنگ انسانهای خوبی نبودند ، غیر از آنکه شهدا خود خواه بودند( که در مطلبی شرح آن رفته است) آنها اهل چیزهای مختلفی بودند ومن امروز شجاعت به خرج می دهم ورسوایشان می کنم .یکی از عیبهای شهدا که تا حال به آن پرداخته نشده است تقلب ، جعل سند،جعل امضا ودر کل دروغگو بودند. نمی دانم حال این خصوصیات زشت از عدم آگاهی آقای صانعی دادستان بوده یا از زرنگی وحقه بازی امثال عموی من .

تعجب می کنم چرا قبر این انسان حقه باز را تعمیر وبرایش خرج کرده اند وگاهی کنگره شهدا برایشان برگزار می کنند .جالب است اورا باید محکوم کرد ودر دادگاه به خاطر جعل سند وجعل امضا به دوسال زندان محکومش کنند.اما نمی دانم چرا قبرش را آباد ویادش را گرامی می دارند. اودر شناسنامه اش دست برد وسنش را زیاد کرد ورضایت نامه جعلی درست کرد ورفت به جنگ دشمنان داخلی و بل اخره در کردستان با قناسه اورا کشتند . همانها که الان ادعای مظلومیتشان آنجای عالم را پاره می کند همانجایی که کروبی به آن توجه وعنایت ویژه دارد را می گویم.

ای عموی حقه باز شهید من ، یک عمری با اسم شهید تاختی وکلاه بر سر آقای صانعی قاضی القضات گذاشتی ،کلاه گذاشتن بر سر او که کاری ندارد ،خیلی ها این کار را می کنند ، مظلوم نمایی برای او که کاری ندارد حالا گهگاهی هم برای شما فاتحه بخواند ، که اگر آنهم مثل ذکرهای ماه رجبش ترک نشود ،خدا که می داند ،او از سر دلسوزی اینکار را می کند . مگر نمی دانی او برای کسانی که حتی اصلا وجود خارجی هم ندارند فاتحه می خواند وبرایشان اقامه عزا می کند وآنها را شهید می داند حتی از سر بزرگواریشان کسانی را هم که فقط اسمشان جزء شهداست شهید می خواند حال مهم نیست که این شهید راست راست تو خیابونا راه برود مگه نشنیدی شهدا زنده هستند.

عموی کلاهبردار شهید من کلاه گذاشتن سر چنین شخصیتهایی هنر نیست اگر مردی سر خدا را کلاه بگذار. نمی دانم در کنار میز عدل الهی چگونه جواب خواهی داد.

عموی کلاهبردار شهید من کار را به جایی رسانده ای که حتی شیرین عبادی هم بخاطر این حرکت زشت تو ،وکالت تورا بر عهده نخواهد گرفت،خاصیت او در بی خاصیتی است ،یعنی چیزی است برای بی چیزی ،تازه او دادگاه عدل الهی را به خاطر نبودن وکیل مدافع برای اشخاص گنهکار دارای صلاحیت رسیدگی نمی داند وقانون الهی را به خاطر وجود لایحه سوزاندن با مواد مذاب ومیل داغ کردن در چشم افراد را متحجرانه می داند ودر کل قاضی القضات را شایسته رسیدگی نمی داند.

عموی حقه باز شهید من شنیده بودم که بعضی افرادی که از آنها بعنوان کلاهبرداران حرفه ای یاد می شود با جعل سند توانسته اند سر یک خانواده و یک دختر پولدار را کلاه بگزارند اما نمی دانستم از کسی که با عنوان شهید ازاو یاد می شود سر این همه حوریه را شیره بمالد وبا همه اشان رابطه داشته باشد . اگر آقای صانعی بفهمد خیلی ناراحت می شود .همین شماها هستید که عابروی اسلام را برده اید حالا دوباره آقای صانعی باید به خبرنگار بی بی سی جواب پس بدهد که چرا این شهدا اینقدر حوریه دارند . اصلا بخاطر همین حرکات شما شهداست که موسوی که دچار تبعیت خانوادگی یا همان دموکراسی خانوادگی ودیکتاتوری خیابانی است در برنامه تلویزیونیش قانون تک همسری را جزءبرنامه هایش قرار داد اما شما شهدا بخاطر همین هوس بازیهاتان این اجازه را به او ندادید تا ریس جمهور بشود.

وای وای وای ، عموی حقه باز شیاد شهید من اگر کروبی بفهمد که تو به این حوریه ها تجاوز کرده ای که دیگر فاتحه ات خوانده است. اما او چگونه می تواند اثبات ادعا کند ، هیچ حوریه ای نمی تواند با او رابطه داشته باشد اما به فرض محال مثال یکی از حوریه ها هم به او نامه بنویسد که عموی این فرزند شهید به من تجاوز کرده وکار به پزشک قانونی بکشد که بدبختت می کنند .اما نه شما بسیجی ها خیلی هم خوش شانس هستید ، آخه حوریه ها بعد از هر به اصطلاح تجاوزی دوباره باکره می شوند. البته کروبی این چیزها را نمی فهمد چرا که تجربه او خلاف این را نشان داده است.

عموی شیاد شهید من می دانی که آقای صانعی گرفتن همسر دوم را بدون رضایت همسر اول حرام می داند عمو جان تو دوباره باید دست به تقلب بزنی ویک جعل رضایت نامه از حوریه اولی ودومی وسومی و.... درست کنی شبیه همان رضایت نامه ای که برای رفتن به جبهه جعل کردی. اما اینکه می توانی در شناسنامه حوریه ها همانگونه که در شناسنامه خود دست برده ای و آن را زیاد کرده ای دست ببری و سنشان را زیاد کنی تا صانعی ها و عبادی ها و مجامع حقوق بشری به علت ازدواج با حوریهای به سن قانونی نرسیده تورا محکوم نکنند من عقلم به جایی نمی رسد.

اما اگر تمام این مطالب را حل کنی ارتباط با قِلمان ها را چگونه توجیه خواهی کرد ،کروبی همینطوری هم جعل سند تورا تجاوز علیه قانون می داند وخواهد گفت ،چیزی که یعنی کسی که علیه قانون دست به تجاوز بزند حتما در بهشت بعد از استمتاع از حوریه ها برای خفه کردن صدای شاهدان ماجرا یا همان قِلمان ها ناجوان مردانه به آنها تجاوز کرده واگر می گویند نکرده چیزهایشان را ما باید بررسی نماییم تا حقیقت را دریابیم.

ای عموی شهید حقه باز من نمی دانم چرا امروز ما هر کاری می کنیم سنگ شما شهیدان را به سر ما می زنند ومی گویند ما از تو توقع نداریم تو خانواده شهید هستی .قصد یک جعل سند کوچک را دارم اما تا حال نتوانسته ام نمی دانم چرا شگردهای شما به ما ارث نرسیده است شما با جعل سندتان به حوریه ها رسیده اید ،خانه های بهشتی دارید،اما من با اصل مدرک کارشناسی ارشد نه شغلی دارم ونه کسی حور که نه دخترش را به من می دهد.

ای عموی تقلبکار شهید من اگر در تقلب تو این همه خیروجود داشته پس در تقلب احمدی نژاد چه خیر کثیری نهفته است.

مهندس خر است نمی فهمد بزرگترین خدمت را به خاطر این تقلب به همه کرده حتی به جهنم وجهنمیان لطف کرده و قسمتی از بیابان جهنم را سبز پوش کرده است . یکی از دوستان که خواب عموی تقلب کار شهید مرا دیده است تعریف می کرد که عمویت مرا به تماشای آن عالم دیگر برد ودر بین راه که سری به جهنم زدیم با صحنه ای عجیب روبرو شدیم.بر خلاف آنچه می گویند جهنم بیابانی وسوزان است قسمت زیادی از جهنم سبز بوده و این از برکات معاویه و موسوی بوده است که رئفت ومهربانیشان حتی شامل بیابان سوزان جهنم هم شده است  واین ها نتیجه های تقلب احمدی نژاد است که مشاهده می شود.

او تعریف می کرد در قسمت اصلی جهنم میدانی است به نام صلح ،، وروزیکه شیرین عبادی صاحب جایزه صلح نوبل شد، مجسمه او را در وسط این میدان الم کردند . این میدان برای خودش عالمی دارد وتمام فضای این میدان به علت داشتن مدیریت قوی شهری همیشه سبز است وروزیکه ما از آنجا گذشتیم آنها به مخالفت با دیکتاتوری خدا وبه اعتراض به حبس شیطان وبه نشان از طرفداری از جنبش قوم لوط قصد انجام تجمعی اعتراض آمیز را داشتند واز آنجا که حال خدا با بزن بکوب بیشتر گرفته می شود یکی از هنرمندان جهنم پشت تریبون رفت و قصد داشت حال وهوایی به مجلس بدهد که گفت ؛ خوشگلا باید برقصند اما هیچکس هیچ حرکتی از خود نشان نداد اما یکی از_ هُ نَر مندان_ که مشخص بود رگ خواب این جماعترا بهتر می داند میکروفون را بدست گرفت وبا تمام نیرو فریاد زد؛ وطن فروش دست تو رو شده برام قصه هاتو بلد شدم ،من آدم خوبی بودم به خاطر تو بد شدم ، هنوز دو کلمه اول از دهانش بیرون نیمده بود که نمی دانید چه غوغایی در آنجا بر پا شد.

این دوست عموی حقه باز شهید من به نکته ای جنجالی اشاره کرد، ، او گفت که برای من کاملا یقینی شده که آتش زدن ماشینها کار این بچه بسیجی هاست چون دوباره آمدند وهمه چیز را به آتش کشیدند،از آنجا بود که من فهمیدم تلویزیون ما دروغ می گوید که آتش زدن ماشینها را به گردن آشوبگران انداخت ، چراکه آتش زدن کار بسیجیها بوده وبی بی سی شاید راست نگفته باشد اما حقیقت را گفته است.

دوست عموی حقه باز شهید من  تعریف می کرد هنگام خداحافظی با عمویت من که کاملا گیج شده بودم با لحنی خودمانی پرسیدم ،،حالا خودمونیم چجوری جنگ تو جهاد وکشته شدنت شهادت پذیرفته شده است ، سر چه کسی را شیره مالیدی چجوری پارتی بازی کردی ؟؟ او با لحنی جدی جواب داد اینجا هرگز امکان تقلب نیست . من دوباره پرسیدم پس چجوری به این مقام رسیدی آخه توکه جعل سند کردی،تو شناسنامه ات دست بردی ،رضایت نامه جعلی ساختی با اینکه بسیاری از این مجاهدان حتی امضای پدر هم داشتند، اما در جهنم هستند ،، این مطالب تو اون لحظه با من بود چونکه «مهدی خزعلی» ادعا کرده بود که بدون اذن پدر نماز مستحبی نمی توان خواند اما جهاد می توان کرد وحال که تو یک شهید هستی وفرصتی پیدا شده این شبهه را پاسخ بگو که او حرف بیاد ماندنی زد که این شبهه را حل می کند.

او گفت ؛ برای جهاد اذن پدر لازم نیست حکم ولی می خواهد .

«گرچه من در شناسنامه ام دست بردم ورضایت نامه پدر من جعلی بود

،، اما پای برگه ام مهر ولی فقیه بود .»

شرط اینکه فعالیت انسان مجاهده وکشته شدنش شهادت باشد ،،امضای پدر نمی خواهد حکم ولی فقیه می خواهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/11/18ساعت 0:32  توسط نام درمانده .فامیل بیچاره شغل دربدر .  | 

شکایت از شهدا

شاید این نوشته کمی شخصی  وبه نظر بی احترامی باشد اما این وبلاگ شخصی من است دیگه

امروز روز ولنتاین نیست ،امروز 25 بهمن نیست ،  بعضی روز ولنتاینشان روز25 بهمن ماه است و بعضی روز 22 بهمنشان روز ولنتاین است . امروز روز ولنتاین پدر من و ادامه راه 22 بهمن اوست .امروز روز شهادت پدر من است امروز اولین گل را حوریه به او دادو او چه به حوریه داد را باید از نامه حوریه به کروبی دانست ،که نکته های وحشتناکی در آن یافت می شود.

امروز روز جانباز شدن، و بعد از جانبازی حرکت بسوی شهادت در جزیره ای به نام مجنون ودر عملیاتی با عنوان خیبر وامروز سالگرد شهادت پدر من است وامروز روز دفن کردن استخوانهای این شهید بعد از 13 سال و سالگرد دیگری که به من مربوط ودر صندوقچه دل وآه ماندگری است........

از خصوصیات ظاهری او کچل بودن بهمان صافی دل اوست واز خصوصیات اخلاقیش ترسو بودن ،او از جهنم می ترسید اواز ماندن ومرداب شدن می ترسید او می ترسید که روزگاری دشمن اجنبیش سید موسوی وکروبی باشد او می ترسید که روزگاری باید انتخاب کند بین خمینی ومنتظری بین صانعی وخامنه ای واز آنجا که آنها ترسو بودند، شهادت در بیابان جنون را پذیرفت.

پدر جان می دانی که به شهدا تاخته ام وبه تو هم می تازم ،به شما انسانهای ترسو ،همه تان ترسو بودید ،از جهنم ترسیدید از ماندن ترسیدید از نفاق ترسیدید واز خدا در زمانه ای طلب شهادت کردید که دشمنتان روبرویتان بود، مرد اگر بودید می ماندید وشهید آینده می شدید، اگر می ماندید ومنافق نمی شدید اگر پول پست ومقام رنگتان را عوض نمی کرد.....

پدر جان شرمنده که هیچوقت از تو ننوشته ام ونخواهم نوشت ،هیچوقت به بودن یا نبودن تو فکر نکرده ام ونخواهم کرد ،اگر مانده بودی طعنه تلخ نیش کلام مرا روزی هزار بار می شنیدی ، خوب شد رفتی ای کاش همه می رفتند ای کاش همه شهید می شدند اما اگر از تو ننویسم از حق خودم واز طلب خود می نویسم ،و می دانی حق گرفتنی است نه دادنی، ارث ما کجاست ،آنچه برای ما باید می گذاشتی ونگذاشتی کجاست ، در وصیت نامه ات جز حلالیت طلبیدن و ادای قرضت وتوقعاتت از فرزندانت در آینده هیچ چیز دیگری نیست. نمی دانم وصیت نامه برای تقسیم مال واموال است یا نوشتن بدهکاری وحلالیت طلبی . ما همچو آنان که در پی در گذشت پدرانشان چو کفتار به دنبال ارث ومیراثند بدنبال آنیم .وصیت نامه را گذاشته اند برای ادای دیون وتقسیم مال الترکه ووصیت تو از قسمت دوم محروم است.

ای شهدای ترسو ای خودخواهان عالم ،من از شما گله دارم ،باشد وعده ما در کنار پل صراط ،من به نمایندگی از فرزندان شهدا یقه تان را خواهم گرفت ،من شما را محکوم می کنم به طوری که شیرین عبادی هم از پس من بر نیاید ،،،، وقتی راه کج فرزند شهید را می بینم وبر سفیدی صورتش سرخی سیلی پدرش را نمی بینم ،وقتی دختر شهید فلج شده را می بینم واثری از کرامت پدرش نمی بینم ،وقتی سلولهای سرطانی در حال رشد همسر شهید را می بینم ونیامدن هیچ خبری از شوهرش را می بینم، وقتی گریه های دختر شهید را که با مرگ مادرشان شیرازه زندگیشان را بر باد رفته می بینم، وقتی ناراحتی پسرش را می بینم که بعد از عمری زحمت کشیدن توانسته ماشینی بخرد به امید روزهای بهتر اما ماشینش شده آمبولانس او آرزو می کردم از عمر من کاسته وبه عمر مادر اش اضافه می شد،، اما مگر ما چقدر عمر داریم ما خون داده ایم خون دل خورده ایم وباید خون هم بدهیم ،،مگر موسوی برای ما عمری باقی گذاشته که فدای همسر شهید کنیم ....

آری شهید اولی سردار نبود، شهید دومی روستایی بود وفرمانده نبود، شهدا هم ظاهرا در عالم برزخ دچار خوشه بندی شده اند ،انگار خوشه های سر شانه هایشان درجه کرامتشان را نشان می دهد. نمی دانم مارکس در کدام جهنم دره ای گیر کرده تا کوس ازمحال اختلاف طبقاتی سر دهد. تا شاید کرامت شهدا هم مساوی می شد........

ای کاش در دادگاههای ما محکمه ای برای محاکمه اموات باز می شد تا من نشانتان می دادم ،،من از شما شکایت می کردم من شکایت خودم را بدست شیرین به مجامع حقوقی خواهم برد ،،آری شهدا من هیچ اثری  از زنده بودنتان درک نکرده ام ،من شماره ملی پدرم را دیده ام اما هیچ اثری از او ندیده ام ،اصلا حالا که کار به اینجا کشید زبانم را درازتر می کنم وحالتان را می گیرم ،،فرزندان شهدا بی پدر نشده اند شما بی پسر شده اید ،اگر سرمستی جامهای شراب هوش وهواستان را نبرده ،اگر حوریه هایتان اجازه دادند ،سری به رساله حقوق امام سجاد بزنید،حقوق والدین نسبت به فرزندان ،حق همسر و..را من متذکر شما می شوم ،دیگرهیچ بهانه ای در غربی بودن یا شرقی بودن این حقوق ندارید،امام خودتان  آن را نوشته وشما ادعای التزام به آن را ندارید.

 ما بدنبال ارثیم ،ما میراث می خواهیم ، ومی دانیم ارث شیعه چیزی جز شهادت نیست ما در پی آنیم،،ترا به جان مادرانتان هرچه ما داریم هم مال شما،، همین موتور من ،،ثروتی جزاین ندارم،، مال شما ، حق بچه یتیم خوردن ندارد ،ارثمان را بدهید ،ما ارثمان را برای نظام می خواهیم برای رهبرمان می خواهیم،

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/11/18ساعت 0:19  توسط نام درمانده .فامیل بیچاره شغل دربدر .  |